زندگـــی

                                        

 

 

 

 

 

  

صفحه اصلی
August 2002
September 2002
October 2002
November 2002
December 2002
January 2003
February 2003
March 2003
April 2003
May 2003
June 2003
July 2003
August 2003
September 2003
October 2003
November 2003
December 2003
January 2004
February 2004
March 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
December 2004
January 2005
March 2005
May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
October 2005
November 2005
December 2005
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
March 2007
April 2007
June 2007

 

تشکر   

This page is powered by Blogger.

Weblog Commenting by HaloScan.com

Danshjoo List

 

 

 

Thursday, December 15, 2005

اين همه در مورد آلودگی هند نوشتم دچار عذاب وجدان شدم که چرا همه ش از بديها می گم! خب واقعيته که همه جای دنيا هم خوبی داره و هم بدی. شايد اين که من موقع ورودم به هند بيشترين چيزی که توجهم رو جلب کرد آلودگی شهر و بيچارگی مردمش بود، به اين خاطر بود که تصورم از هند همون چيزی بود که توريستها تعريف می کنند! هرچقدر هم امير سعی کرده بود من رو آماده کنه، بازهم به قول قديميها "شنيدن کی بود مانند ديدن"!
با همه ی اين حرفها يکی از بزرگترين خوبی های مردم هند قانع بودنشونه. اين که کسی بتونه تو شرايط نه چندان خوب زندگی کنه و با اينحال از زندگيش کاملا راضی باشه، خصوصيتيه که ما ايرانی ها متاسفانه نداريم! ما نسبت به هندی ها واقعا در شرايط بهتری هستيم، دست کم کسانی که توی شهرهای بزرگ زندگی می کنند به مراتب اوضاع بهتری دارند. اما هيچوقت راضی نيستيم! هميشه احساس می کنيم که چقدر اوضاع بده! چرا آسفالت خيابونها بعضی جاها کنده شده؟ چرا موزاييک پياده روها صاف نيست؟ چرا ماشينها دود می کنند؟ چرا توی ادارات با ارباب رجوع رفتار خوبی ندارند؟ چرا اتوبوس دير به دير مياد؟ چرا شلوغه؟ چرا توی مترو مردم همديگه رو هل می دن؟! و هزارتا غرغر ديگه که از صبح تا شب ورد زبون ماست! اما اگر هند رو ببينيم، می فهميم می شه همه ی اين چيزها باشه، به مراتب بدتر هم باشه، اما آدم از زندگيش راضی باشه و قدر چيزهايی رو که داره بدونه :)

                                      9:45 AM